پرداخت بانکی؛ شرط پذیرش هزینه‌های قابل قبول مالیاتی


قائم مقام سازمان امور مالیاتی کشور گفت: براساس اصلاحیه جدید قانون مالیات‌های مستقیم پرداخت از طریق سیستم بانکی، شرط پذیرش هزینه قابل‌قبول مالیاتی خواهد بود.

محمدقاسم پناهی گفت: براساس تبصره ۳ ماده ۱۴۷ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۳۱/ ۴ / ۹۴ پذیرش هزینه‌های پرداختی قابل قبول مالیاتی که به‌شیوه تهاتری انجام نشود، از مبلغ پنجاه میلیون ریال به بالا منوط به پرداخت یا تسویه وجه آن از طریق سیستم بانکی خواهد بود.

وی با بیان اینکه خرید کالا و خدمات و همچنین پرداخت هزینه برای کلیه فعالیت‌های اقتصادی امری اجتناب‌ناپذیر است، افزود: بنگاه‌های اقتصادی برای تحصیل درآمد، نیازمند معامله کالا و خدمت و صرف هزینه می‌باشند که این هزینه‌ها در صورتی‌که در حدود متعارف متکی به مدارک بوده و منحصرا مربوط به تحصیل درآمد موسسه در دوره مالی مربوط با رعایت حدنصاب های مقرر باشد، برای تشخیص درآمد مشمول مالیات، مورد پذیرش سازمان امور مالیاتی قرار می‌گیرد.

قائم مقام سازمان امور مالیاتی کشور تاکید کرد: با توجه به اصلاحیه جدید قانون مالیات‌های مستقیم، فعالان محترم اقتصادی از ابتدای سال ۱۳۹۵ در راستای ایجاد شفافیت بیشتر در مبادلات اقتصادی(خرید کالا و خدمات و انجام هزینه) و امکان راستی آزمایی صحت معاملات و همچنین انجام هزینه، ضرورت دارد که پرداخت‌های مربوط به مبادلات اقتصادی بین طرفین معامله بیش از پنچاه میلیون ریال را از طریق سیستم بانکی انجام‌دهند.

وی خاطرنشان‌کرد: به منظور جلوگیری از مشکلات آتی برای مودیان و همچنین نظام مالیاتی، ضمن اینکه خریدار و فروشنده بایستی به نام خودشان اقدام به معامله نمایند، پرداخت‌های مربوط به معامله نیز باید از طریق سیستم بانکی صورت‌گیرد تا به‌عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی پذیرفته شود.

مهر



تاريخ : دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٤ | ٦:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : یونس | نظرات ()

۶ ویژگی یک بنگاه ورشکسته طبق قانون در ایران


این روزها بنگاه‌های بسیاری اعم از صندوق‌ها و موسسات مالی اعتباری دچار ورشکستگی پنهان شده‌اند و اما ویژگی‌های اصلی یک بنگاه ورشکسته کدام است؟
 ورشکستگی به طور خلاصه طبق قانون عبارت است از تاجر یا فعال اقتصادی است که دارایی‌های او تکافوی پرداخت بدهی او را نکند.

از آنجایی که فضای کسب و کار ایران مدت‌ها در انتظار لغو تحریم‌ها به سر می‌برد، بلافاصله با اجرای برجام و برداشته شدن تحریم‌های بین‌المللی، وزیر صنعت، معدن و تجارت از راهکارهای اساسی برای خروج از رکود خبر داده و خواستار اجازه ورشکستگی به بنگاه‌ها شده است. اما ویژگی‌های بارز یک بنگاه ورشکسته چیست؟ در ادامه این گزارش چند ویژگی بارز قانون ورشکستگی که از نتیجه پژوهش‌های عباس هشی، عضو موسس و شورای عالی جامعه حسابداران رسمی ایران استخراج شده را می‌خوانید:

 

1. ورشکستگی هر فعال اقتصادی اعم از حقیقی یا حقوقی پایان عمر اقتصادی او خواهد بود و برای اشخاص حقیقی که عملاً می‌تواند پایان عمر اجتماعی، و سیاسی محسوب شود.

 

2. قانون شخص ورشکسته را فاقد اعتبار و صلاحیت برای اداره امور بنگاه خود می‌داند و انجام این وظیفه را به عهده مدیر تصفیه تعیین شده از طرف مقام قضایی واگذار می‌کند.

 

3. مدیر تصفیه از حاصل فروش اموال به قیمت روز، طلب بستانکاران را می‌پردازد و اگر حاصل فروش دارایی ها تکافوی پرداخت بدهی را نکند، یعنی طلبکار از اصل طلب هر تومان مثلاً 5 ریال وصول کند را عملاً ضرر و زیان به طلبکار تحمیل می شود.

 

4. اگر تاجر بنگاه اقتصادی عمداً وضعیت ورشکستگی را با تاخیر اعلام نکرده باشد، (که رویه معمول برای انتقال اموال بر خودی‌ها برای دور نگاه داشتن آن از دست طلبکاران است!!) چنین فردی “ورشکسته با تقصیر” تشخیص داده می‌شود و کلیه معاملات از لحظه ورشکستگی (عدم تکافوی دارایی ها در مقابل بدهیی ها) بررسی و قابل ابطال است، شخص ورشکسته با تقصیر، مشمول مجازات و حتی محرومیت و از برخی حقوق اجتماعی محروم است.

 

5. اگر زیان یک شرکت سهامی بیش از 50 درصد سرمایه اسمی باشد، هیات مدیره مکلف است مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام را دعوت کند تا نسبت به مواردی شامل:

 

الف) کاهش سرمایه انجام دهد (مشروط بر اینکه سرمایه کاهش یافته کمتر از صد هزار تومان برای شرکت‌های سهامی خاص و 500 هزار تومان برای شرکت‌های سهامی عام نباشد.)

 

ب) در غیر این صورت نسبت به انحلال شرکت تصمیم گرفته شود.

 

6. از آنجایی که تبعات ورشکستگی موجب کاهش اعتماد مردم به نظام و نظارت بر بازار پولی پولی کشور دارد و ضرر و زیان معنوی (و حتی مالی) برای دولت قابل تصور نیست، پس وظیفه همه است که سعی کنند این رابطه اعتماد کردن و اعتمادپذیری حفظ شود.

/اقتصادنیوز



تاريخ : یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٤ | ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : یونس | نظرات ()

جرم مالیاتی


ماده ۲۷۴ قانون مالیاتهای مستقیم

موارد زیر جرم مالیاتی محسوب میشود و مرتکب یا مرتکبان حسب مورد ، به مجازاتهای درجه شش محکوم میگردند :

🗞۱- تنظیم دفاتر، اسناد و مدارک خلاف واقع و استناد به آن

🗞۲- اختفای فعالیت اقتصادی و کتمان درآمد حاصل از آن

🗞۳- ممانعت از دسترسی مأموران مالیاتی به اطلاعات مالیاتی و اقتصادی خود یا اشخاص ثالث در اجرای ماده ۱۸۱ این قانون و امتناع از انجام تکالیف قانونی مبنی بر ارسال اطلاعات مالی موضوع مواد ۱۶۹ و ۱۶۹مکرربه سازمان امور مالیاتی کشور و وارد کردن زیان به دولت با این اقدام

🗞۴- عدم انجام تکالیف قانونی مربوط به مالیاتهای مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده در رابطه با وصول یا کسر مالیات مؤدیان دیگر و ایصال آن به سازمان امور مالیاتی در مواعد قانونی تعیین شده

🗞۵- تنظیم معاملات و قراردادهای خود به نام دیگران، یا معاملات و قراردادهای مؤدیان دیگر به نام خود برخلاف واقع

🗞۶- خودداری از انجام تکالیف قانونی در خصوص تنظیم و تسلیم اظهارنامه مالیاتی حاوی اطلاعات درآمدی و هزینه ای در سه سال متوالی

🗞۷- استفاده از کارت بازرگانی اشخاص دیگر به منظور فرار مالیاتی

تبصره ۱- اعمال این مجازات نافی اعمال محرومیتهای مندرج در قانون ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد مصوب ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست.
تبصره ۲- اعلام جرائم و اقامه دعوی علیه مرتکبان جرائم مزبور نزد مراجع قضائی از طریق دادستانی انتظامی مالیاتی و سایر مراجع قانونی صورت میپذیرد.



تاريخ : یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٤ | ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : یونس | نظرات ()

انواع نسبت های مالی


در زیر خلاصه‌ای از نسبت‌های مالی اصلی و شیوه محاسبه آنچه را که هر یک از این نسبت‌ها اندازه‌گیری می‌کنند، ارائه شده است. ولی در هر صنعت و شرکت نسبتهای خاصی مورد نیاز است و همه نسبت‌ها نمی‌توانند برای همه شرکت‌ها مهم به حساب آیند. برای مثال، برای شرکتی که بیشتر دادو ستدها را به صورت نقدی انجام می دهد، گردش مطالبات و میانگین دوره محصول آنها اهمیت زیادی ندارد. می‌توان نسبت‌های مالی را به 5 گروه؛ به شرح زیر، طبقه‌بندی کرد:

🔍۱-نسبت نقدینگی
این نسبت نشان دهنده توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی جاری و کوتاه مدت است:

✨– نسبت جاری : (دارایی های جاری/(تقسیم بر)بدهی جاری)
نشان دهنده توان شرکت در بازپرداخت بدهی‌های کوتاه مدت می‌باشد.

✨– نسبت آنی یا نسبت سریع: (دارایی های جاری – موجودی کالا)/ بدهی جاری)
این نسبت نشان می‌دهد که شرکت بدون نیاز به فروش موجودی‌ها تا چه اندازه می‌تواند بدهی‌های کوتاه مدت را باز پرداخت کند.

🔍۲- نسبت بدهی‌ها:
با این نسبت میزان وام شرکت تعیین می شود.

✨– نسبت بدهی ها به کل دارایی ها: (کل بدهی‌ها/کل دارایی‌ها)
درصدی کل وجوهی که به وسیله بستانکاران تامین شده است.

✨– نسبت بدهی‌ها به حقوق صاحبان سهام: (کل بدهی‌ها/ کل حقوق صاحبان سهام)
درصد کل وجوهی که مالکان شرکت، و نه بستانکاران تامین کرده‌اند.

✨– نسبت بدهی‌های بلند مدت به حقوق صاحبان

سهام : (بدهی‌های بلند مدت/کل حقوق صاحبان سهام)
توازن بین بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام در ساختار سرمایه‌های بلند مدت شرکت.

✨– توان بازپرداخت بهره: (سود قبل از بهره و مالیات/کل هزینه بهره)
میزانی که سود خالص کاهش می‌یابد، ولی شرکت کماکان قادر است هزینه های بهره سالانه را پرداخت کند.

🔍۳- نسبت فعالیت:

این نسبت نشان می دهد که سازمان تا چه اندازه از منابع خود به شیوه‌ای اثربخش استفاده می‌نماید.

✨– گردش موجودی‌ها: (فروش/ موجودی کالاهای ساخته شده)
با توجه به میانگین صنعت می توان مشخص کرد که آیا شرکت بیش از حد موجودی نگه می دارد و یا اینکه موجودی‌ها با آهنگی کند به فروش می‌روند.

✨– گردش دارایی‌های ثابت: (فروش/ دارایی‌های ثابت)
بهره‌وری فروش و میزان سود جستن از کارخانه و تاسیسات یا ماشین آلات مشخص می‌شود.

✨– گردش کل دارایی‌ها : (فروش/کل دارایی‌ها)
این نسبت نشان می‌دهد که آیا شرکت با توجه به میزان سرمایه‌گذاری‌ها فعالیت‌های مناسبی دارد یا خیر.

✨– گردش حساب‌های دریافتنی : (فروش نسیه، سالانه/حساب‌های دریافتنی)
میانگین مدت زمانی که شرکت می‌تواند مطالبات ناشی از فروش نسیه را وصول نماید(بر حسب درصد)

✨– میانگین وصول مطالبات: (حساب‌های دریافتنی/ کل فروش نسیه، 365 روز)
میانگین مدت زمانی که شرکت می‌تواند مطالبات ناشی از فروش نسیه را وصول نماید(بر حسب روز)

🔍۴- نسبت‌ سودآوری:
این نسبت بیانگر این است که مدیریت تا چه اندازه توانسته است به شیوه‌ای اثربخش از محل فروش و سرمایه‌گذاری‌ها به بازدهی دست یابد.

✨– سود ناویژه: (فروش- هزینه کالای فروش رفته)/ فروش
این نسبت نشان می‌دهد که شرکت تا چه اندازه می تواند هزینه های عملیاتی را پوشش دهد و سودی را عاید گرداند.

✨– سود عملیاتی : (سود قبل از بهره و مالیات/ فروش)
سودآوری، بدون توجه به مالیات و بهره.

✨– سود خالص : (سود خالص/ فروش)
سود پس از کسر مالیات به ازای کسر هر ریال از فروش

✨– بازده کل دارایی‌ها: (سود خالص/ فروش)
سود پس از کسر مالیات در ازای هر ریال از فروش دارایی‌ها.همچنین این نسبت را بازده سرمایه‌گذاری هم می نامند.

✨– بازده حقوق صاحبان سهام : (سود خالص/ کل حقوق صاحبان سهام)
سود پس از کسر مالیات در ازای هر ریال از پول‌هایی که سرمایه‌گذاران در این شرکت سرمایه‌گذاری نموده‌اند.

✨– سود هر سهم: (سود خالص/ تعداد سهام عادی در دست مردم)
سودی که می‌توان به هر یک از مالکان سهام عادی تعلق گیرد.

✨– نسبت قیمت هر سهم به سود هر سهم: (قیمت بازار هر سهم/ سود خالص هرسهم)
این نسبت نشان دهنده جذابیت شرکت از نظر بازار حقوق صاحبان سهام است.

۵- نسبت رشد :
با این نسبت توانایی شرکت را از نظر حفظ وضع اقتصادی، در سیستم اقتصادی و صنعت رو به رشد، محاسبه می کنند.

✨– فروش: (نسبت رشد سالانه از نظر کل فروش)
نرخ رشد فروش شرکت را نشان می‌دهد.

✨– سود: (درصد رشد سود سالانه شرکت)
بیان کننده نرخ رشد شرکت، از نظر سود

✨– سود هر سهم : (درصد رشد سود سالانه از نظر هر سهم)
نرخ رشد شرکت از نظر سود هر سهم

✨– سود تقسیمی هر سهم: (درصد رشد سالانه از نظر سود تقسیمی هر سهم)

نرخ رشد شرکت از نظر سود تقسیمی هر سهم
تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی دارای کاستی‌ها یا نقاط ضعف خاص خود می‌باشند. در آغاز و پیش از هر چیز، نسبت‌های مالی بر اساس داده های حسابداری قرار دارند و شرکت‌ها داده‌های فوق را به روش‌های متفائت محاسبه می‌کنند: استهلاک،تعیین ارزش موجودی‌ها، هزینه‌های تحقیق و توسعه، هزینه‌های برنامه بازنشستگی، ادغام‌ها و مالیات‌ها. همچنین عوامل فصلی هم بر نسبت‌های قابل مقایسه اثر می‌گذارند. بنابر این تطبیق نمودن یک نسبت با نسبت صنعت بدان معنی نیست که بتوان به صورت قاطع مدعی شد که شرکت عملکردی معمولی دارد یا از نظر مدیریت در سطحی بسیار عالی است. همچنین تفاوت نسبت‌هابا میانگین صنعت نمی‌تواند بدان معنی باشد که سازمان به شیوه‌ای بسیار عالی یا بسیار ضعیف عمل کرده است. برای مثال، اگر نسبت گردش موجودی‌ها بالا باشد، بدان معنی است که مدیریت موجودی‌ها با کارایی بسیار بالایی انجام می‌شود و شرکت، از نظر سرمایه در گردش، وضعی بسیار خوب دارد، ولی همچنین به معنی کمبود شدید موجودی‌ها و ضعف سرمایه در گردش هم تلقی شود.

توجه به این واقعیت مهم است که وضع مالی شرکت تنها به عملکرد مالی بستگی ندارد، بلکه عوامل دیگری هم نقش‌های مهمی ایفا می‌کنند. آنها عبارتند از:
۱-تصمیمات مدیریت، بازاریابی، واحد تولید(عملیات)، دایره تحقیق و توسعه و سیستم اطلاعات رایانه‌ای
۲- اقدامات شرکت‌های رقیب، عرضه کنندگان مواد اولیه، توزیع کنندگان، بستانکاران، مشتریان و سهامداران
۳- روندهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بوم شناسی، محیطی، سیاسی، دولتی، قانونی و فن‌آوری. حتی تعهداتی که سازمان در برابر حفظ محیط زیست دارد می‌تواند بر نسبت‌های مالی اثر بگذارد.
بنابر این، به هنگام تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی باید از این روش به شیوه ای معقول استفاده نمود، درست همانند مواردی که از سایر ابزارهای تحلیل استفاده می‌شود.




تاريخ : یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٤ | ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : یونس | نظرات ()

معافیت دو هفتم مالیات بر حقوق چیست؟


در سال ۱۳۸۳ رییس سازمان امور مالیاتی کشور طی بخشنامه ای و با توجه به ماده ۱۳۷ قانون مالیات های مستقیم اعلام کرد که درآمد مشمول مالیات بر حقوق به میزان دو هفتم بیمه سهم کارگر از پرداخت مالیات حقوق معاف است. البته این بخشنامه هنوز به قوت خود باقی است.

📎به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید کارگری ماهانه ۰۰۰’۰۰۰’۱۳ ریال حقوق و مزایا دریافت می کند. اگر کل این حقوق دریافتی مشمول بیمه باشد ۷% بیمه سهم کارگر عبارتست از: ۰۰۰’۹۱۰ ریال.
اکنون دو هفتم مبلغ ۰۰۰’۹۱۰ ریال را محاسبه می کنیم که می شود: ۰۰۰’۲۶۰ ریال.

خوب اکنون و در سال ۱۳۹۴ حقوق و مزایای تا سقف ۰۰۰’۵۰۰’۱۱ ریال از پرداخت مالیات بر حقوق معاف است و چون حقوق و مزایای دریافتی این کارگر در هرماه ۰۰۰’۰۰۰’۱۳ ریال است بنابراین بعد از کسر مبلغ ۰۰۰’۵۰۰’۱۱ ریال از ۰۰۰’۰۰۰’۱۳ ریال، درآمد مشمول مالیات بر حقوق وی عبارتست از: ۰۰۰’۵۰۰’۱ ریال.
در مرحله قبل مبلغ دو هفتم سهم بیمه کارگر ۰۰۰’۲۶۰ ریال شد. حالا باید این مبلغ را از درآمد مشمول مالیات بر حقوق به دست آمده در مرحله قبل(۰۰۰’۵۰۰’۱ ریال) کسر کنیم که جواب می شود: ۰۰۰’۲۴۰’۱ ریال.

حالا این مبلغ ۰۰۰’۲۴۰’۱ ریال درآمد مشمول مالیات بر حقوق است و باید طبق قانون مالیات در نرخ ۱۰% ضرب کنیم تا مالیات قابل پرداخت این کارگر مشخص شود که می شود: ۰۰۰’۱۲۴ ریال.

همانطور که در بالا مشاهده کردید اگر مبلغ دو هفتم را کسر نمی کردیم کارگر باید به جای ۰۰۰’۱۲۴ ریال، ۰۰۰’۱۵۰ ریال مالیات پرداخت می کرد.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٤ | ٩:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : یونس | نظرات ()

انجام امور حسابداری و مالی شرکت‌ها و مشاغل شامل:

 

ثبت اسناد مالی در دفاتر قانونی

مشاوره مالیاتی

تنظیم اظهارنامه مالیاتی

ارسال صورت معاملات فصلی

تهیه صورت‌های مالی 
نگارش گزارشات مالی
تنظیم بودجه و گزارشات عملکرد

تسویه حساب بین شرکاء

انجام پروژه‌های مالی

09147324181   هاجری

همکاری با شرکت های : 

شرکت علم وصنعت پویا

شرکت عملیات حرارتی آذرصنعت

شرکت اخترلبن آذر

شرکت رویال پلاستیک آذر

شرکت کشت و صنعت کهنوش

شرکت بن خودرو

 

09147324181   هاجری



تاريخ : یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٤ | ٧:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : یونس | نظرات ()

روش محاسبه قیمت تمام شده و فروش محصول

 

 
در این گزارش چگونگی تعیین هزینه‌های یک محصول برای تعیین نقطه سر به‌سر ارائه شده است. با بدست آوردن نقطه سر به‌سر می‌توان نقطه آغازی برای قیمت‌گذاری داشت و بر مبنای سیاست‌های شرکت، قیمت نهایی محصول را تعیین کرد.

هزینه‌یابی عبارت است از طبقه‌بندی و تسهیم صحیح هزینه‌ها به منظور تعیین قیمت تمام شده محصولات و خدمات است. به این ترتیب، وقتی صحبت از هزینه‌‌یابی می‌شود، منظور یک یا چند مورد از موارد زیر است :

الف ـ تعیین بهای تمام شده ساخت یک محصول
ب ـ تعیین بهای تمام شده ارائه یک خدمت
ج ـ تعیین روشی که بوسیله آن بتوان هزینه‌ها را مدیریت کرد.

هزینه‌یابی از آن جهت به عنوان بازوی توانمند مدیریت محسوب می‌شود که اطلاعات مؤثری در جهت انجام مذاکرات آگاهانه، شرکت در مناقصات، تخصیص ظرفیت‌های تولیدی به محصولات سودآور و راهبری، سرمایه‌گذاری جدید برای توسعه ظرفیت‌های تولیدی در اختیار مدیران عالی قرار می‌دهد. یکی از الزامات اساسی سازمان‌ها و واحدهای پیشرو که توانسته‌اند به حیات خود ادامه داده و همواره در مسیر رشد و توسعه قرار گیرند و در رقابت‌های جهانی نقش فعال داشته باشند، سیستم هزینه‌یابی مؤثر و مناسبی بوده‌ است. هدف اولیه از بکارگیری هر سیستم هزینه‌یابی، دستیابی به هزینه محصولات و خدماتی است که تولید و ارائه می‌شود. سیستم هزینه‌یابی باید در عمل، اقتصادی و مقرون به صرفه باشد و بتواند به تخصیص مبلغ هزینه‌ها به هر یک از محصولات و خدمات به گونه‌ای منجر شود که هزینه منابع لازم برای ساخت آن محصولات را به نحوی معقول انعکاس دهد، نظر به فن‌آوری‌های مختلف ساخت، تولید و ترکیب محصولات، سیستم‌های هزینه‌یابی در واحد های تولیدی و خدماتی مختلف، متفاوت است.

برای تعیین قیمت تمام شده باید عوامل مختلفی  را در نظر گرفت: 1- هزینه‌های ثابت 2- هزینه‌های متغییر 3- هزینه مختلط 4- هزینه‌های نیمه متغیر 5- هزینه نیمه ثابت..

1-هزینه‌های ثابت: اقلامی که بر اثر تغییر سطح فعالیت (تولید) تغییر نمی‌کنند و در تمام سطوح فعالیت ثابت می‌مانند. اقلام ثابت تنها اقلامی که مربوط به امر تولید هستند (سربار ساخت) را شامل می‌شود و اقلامی مانند هزینه‌های اداری و فروش که در کوتاه مدت ثابت هستند را در بر نمی‌گیرند و آنها را بعنوان هزینه دوره محسوب و مستقیما در سود وزیان منعکس می‌شوند. در طبقه بندی اقلام ثابت بهای تمام شده، دو دسته اقلام ثابت وجود دارند: اقلام ثابت تعهد شده که اقلامی هستند که قابل حذف نبوده و به کل تسهیلات تولیدی مربوط می شوند مانند استهلاک ساختمان وکارخانه ، عوارض ومالیات.

 اقلام ثابت اختیاری که بنا به نظر مدیریت و بر حسب ضرورت قابل تغییر و حذف می‌باشد مانند مخارج برنامه‌های بازاریابی، حقوق مدیران، مخارج تحقیق.

اقلام ثابت به واحدهای یک محصول تخصیص پیدا می‌کند و بین تعداد یا میزان تولید سرشکن می‌شوند یعنی مبلغ تخصیص یافته به هر واحد با توجه به تغییر در سطوح تولیدتغییر می‌کند. مثلا اگر اجاره سالانه کارخانه : 100000000 و تولید سالانه20000 واحد باشد آنگاه

20000/100000000=تعداد واحد تولیدی/هزینه های اقلام ثابت =سهم اقلام ثابتی که به هر محصول تخصیص داده می‌شود.

که به رقم 500 ریال می‌رسیم.

2-هزینه‌های متغییر: اقلامی که بطور مستقیم و به تناسب تغییر سطوح فعالیت افزایش یا کاهش پیدا می‌کنند و نسبت تقریبا ثابتی بین این اقلام و مقدار تولید وجود دارد. برای مثال بهای مواد اولیه مصرفی مستقیم یک واحد 500 ریال است که این برای دو واحد کاری 1000 ریال خواهد شد. با افزایش تولید، میزان بهای تمام شده افزایش می‌یابد. به هزینه‌های متغییر بهای تمام شده اقلام متغییر مستقیم نیز گفته می‌شود.

انواع اقلام متغییر به قرار ذیل است:

الف. مواد مستقیم – دستمزد مستقیم – سربار ساخت (ملزومات  - مواد غیر مستقیم)
ب. هزینه های توزیع و فروش : (کمیسیون فروش و...)
ج. هزینه های اداری و تشکیلاتی : ملزومات اداری – بخشهایی از بهای آب ، برق ، سوخت

 دربرخی از موارد به اقلام متغیر بهای تمام شده اقلام قابل برنامه‌ریزی نیز اطلاق می‌گردد چرا که مدیران قادر خواهند بود در بعضی از موقعیتها در خصوص  برخی از اقلام تصمیم گیری یا آنها را کنترل کنند. نمودار روبرو هزینه‌های متغییر را برای بخش تولید نشان می‌دهد . X سطح فعالیت یا میزان تولید بوده و b اقلام متغییر بهای تمام شده برای یک واحد محصول است که شیب نمودار می‌باشد. 

 Y=bX

 

3-هزینه‌های مختلط: اقلامی هستند که گرایش خاص و یا الگوی یگانه‌ای برای تشریح ندارند و جهت تجزیه وتحلیل تصمیمات مدیران اقلام مختلط را به اجزای ثابت و متغیر تقسیم می‌کنند. بسیاری از اقلام بهای تمام شده دارای ویژگی اقلام مختلط هستند یعنی بخشی ثابت و بخش دیگری متغیر می‌باشند مانند: مخارج برق، آب، سوخت، نگهداری، دستمزد غیر مستقیم.

همان طور که ملاحظه می‌شود در اقلام ثابت y=a بوده در حالی که در اقلام متغییر y=bX و در اقلام مختلط y=a+bX است.

 

4-هزینه نیمه متغییر: این نوع هزینه‌ها با افزایش سطح فعالیت (تولید)  اضافه شده اما ازدیاد آن با یک نسبت ثابت نیست. این گونه اقلام به دو دسته زیر تقسیم می‌شوند:

 اقلامی که بر اثر افزایش سطح فعالیت با نسبت نزولی در هزینه های یک واحد اضافه می‌شوند . یعنی میزان افزایش بهای تمام شده برای هر واحد اضافی کمتر از افزایشی است که برای یک واحد تولیدی قبلی ایجاد گردیده است.

 اقلامی که بر اثر افزایش سطح فعالیت با نسبت صعودی اضافه می‌گردند . یعنی میزان افزایش بهای تمام شده برای یک واحد اضافی بیشتر از افزایشی است که برای یک واحد تولیدی ما قبل ایجاد گردید.

 

5-هزینه‌های نیمه‌ثابت: هزینه‌هایی هستند که با افزایش سطح فعالیت (نه بطور متناسب بلکه با حجم تولید مشخصی) بصورت پلکانی و متناوب اضافه می‌شوند. همانند افزایش تعداد دانشجویان در یک دانشگاه که مستلزم ایجاد ساختمان‌ها وکلاسها جدید و نیز افزایش هزینه های استهلاک وسایر هزینه های ثابت برای دانشگاه خواهد بود.

 

در تعیین هزینه‌ها باید دو فرض ذیل را در نظر گرفت:

1- فرض دامنه مربوط (Relevent range assumption) : این فرض می‌گوید که گرایش‌های مشخص شده اقلام بهای تمام شده ، تنها در دامنه معینی از سطح فعالیت قابل قبول هستند. یعنی در سطوح  پایین تر  و بالاتر از دامنه قابل قبول  اقلام بهای تمام شده گرایش‌های دیگری خواهند داشت . در این دامنه گرایش اقلام بهای تمام شده را نمیتوان با یک معادله یا فرمول خاصی بیان نمود . معمولا تولید در سطوح خیلی بالا یا خیلی پایین صورت نمی‌گیرد و تا آنجایی که به تصمیم مدیریت ارتباط دارد، در سطوح میانی یا دامنه مربوط  واقع می‌گردد.

2- فرض زمان (Time assumption) : این فرض می‌گوید گرایش مشخص شده برای اقلام بهای تمام شده، فقط در یک دوره زمانی معین صحیح است و ممکن است که بسیاری از این گرایش‌ها با گذشت زمان عوض شوند. مثلا تعداد کمی از اقلام ثابت در بلند مدت هم ثابت می‌مانند و تعدادی تغییر گرایش خواهند داد .

روش‌های تعیین قیمت:

 تعیین قیمت با راهبردهای مختلفی قابل انجام است که در ذیل به چهار مورد از مهمترین آنها اشاره می‌شود:

1- دانش و تجربه حرفه‌ای (تجزیه و تحلیل حساب) : گاهی اوقات در روش‌های سنتی دانش و تجربه برخی از کارکنان حرفه ای  در تشخیص و براورد گرایش‌های اقلام بهای تمام  شده به اندازه ای ارزشمند است که هیچ جایگزینی را برای آنها نمی‌توان یافت .

2- روش حد بالا و حد پایین : این روش نیز برای جدا سازی اجزای ثابت ومتغیر اقلام مختلط بهای تمام شده بکار گرفته می‌شود که برای تفهیم آن  بصورت یک مثال عددی درپایین نشان داده خواهد شد.

3- نمودار نقاط پراکندگی : گاهی اوقات انعکاس مبالغ مربوط به اقلام بهای تمام شده بصورت نمودار، به تشخیص گرایش اقلام کمک می‌کند.

4- تجزیه و تحلیل رگرسیون: این روش یک تکنیک آماری است که از همه ی نقاط داده ای در دسترس برای برآورد محل تقاطع و شیب یک معادله ی هزینه استفاده می‌کند.

 روش حد بالا و پایین:

 

در این روش حد بالا و پایین بهای مختلط برای  تعیین هزینه‌ها به کار گرفته می‌شود. تصور کنید فعالیت یک واحد کسب و کار مشابه جدول زیر است:

اگر نمودار پراکندگی اقلام مختلط بهای تمام شده و سطوح فعالیت مثال ذکر شده را ترسیم کنیم مشاهده می‌شود که نزدیکترین خطی که بین نقاط پراکنده می‌توان ترسیم نمود خطی است که محورyها را در عدد140000 ریال قطع می‌کند که همان اقلام ثابت بهای تمام شده می‌باشد و نیز شیب خط که همان بهای تمام شده اقلام متغیر یک واحد است عدد 200  بدست خواهدآمد.

 

 نقطه سر به سر:

نقطه سربه‌سر معرف سطحی از فعالیت (مقداری از تولید) است که در آن نقطه بهای تمام شده کل (کل هزینه های مصرف شده) مساوی درآمد کل باشد. فرمولهای مورد نیاز جهت محاسبات نقطه سربه‌سر و تجزیه و تحلیل آن به قرار ذیل است.

TR = TC                       TR = P . Q
TC = TVC + TFC         TVC = AVC . Q
P . Q = TFC + TVC       P . Q - TVC = TFC    P . Q - AVC . Q = TFC
(Q=TFC/(P- AVC

 

(TR (Total Revenue = کل فروش
(TC (Total Cost = کل هزینه ها
(P (price = قیمت محصول
(Q (Quantity = تعداد محصول
(TFC (Total Fixed Cost = کل هزینه ثابت
(TVC (Total Variable Cost = کل هزینه متغیر
(AVC (Average Variable Cost = هزینه متغیر به ازاء واحد محصول

 با توجه به روابط فوق می‌توان نقطه سر به سر را محاسبه کرد. پس از مشخص شدن نقطه سر به سر، باید به سراغ تعیین قیمت نهایی رفت. تعیین قیمت نهایی خود به راهبردهای متعددی دیگری نیاز دارد که در گزارش بعدی به آن پرداخته خواهد شد. با استفاده از این راهبردها می‌توان قیمت‌گذاری صحیح روی محصول را انجام داد.

در قیمت‌گذاری معمولا یک حاشیه ایمنی تعریف می‌شود که معیاری از تفاوت بین فروش واقعی و فروش در نقطه سربه سر را بصورت درصدی از فروش نشان می‌دهد.

فروش واقعی / فروش در نقطه سر به سر- فروش واقعی=MS=نسبت حاشیه ایمنی

هر چه نسبت حاشیه ایمنی بالاتر باشد احتمال خطر از نظر تحمل زیان کمتر است . بنابراین می‌توان گفت نسبت حاشیه ایمنی یکی از مهمترین معیارها برای تصمیم گیری مدیران در انتخاب راه حل‌های مناسب برای مقابله با جلوگیری از زیان‌های احتمالی در دوره های آتی محسوب می‌شود.

در اغلب واحدهای تولیدی، بیش از یک محصول تولید می‌گردد، در چنین مواردی، اگر بتوان اقلام ثابت بهای تمام شده مربوط به هر یک از محصولات را مشخص کرد، به آسانی می‌توان نقطه سر به سر را برای هر یک از محصولات بطور جداگانه محاسبه نمود. اما در بسیاری از موارد، تفکیک اقلام ثابت بهای تمام شده و تخصیص قسمتی از آن به هر بک از محصولات متنوع ، میسر نیست  بنا براین، روشهای ساده محاسبه نقطه سر به سر در این گونه موارد قابل محاسبه نخواهد بود. در چنین مواردی ، باید از روش نقطه سر به سر برای چند محصول استفاده کرد.

1)  روش حاشیه فروش : نداشتن یک رقم یکسان حاشیه فروش، مشکل عمده محاسبه نقطه سر به سراست . برای رفع این مشکل می‌توان یک رقم حاشیه فروش را با محاسبه میانگین موزون ارقام حاشیه فروش محصولات مختلف (WACM ) بدست آورد. اوزان بکار برده شده در محاسبه این میانگین درصد فروش هر یک از محصولات به کل فروش است ، یعنی همان حاشیه فروش.

با استفاده از حاشیه فروش محاسبه شده بالا، می‌توان نقطه سر به سر را برای همه محصولات به شرح زیر محاسبه کرد:  

B.E.P= TFC / WACM

2 ) روش نسبت حاشیه فروش : اگر محصولاتی که شرکت می‌فروشد اساسا متفاوت باشد تحلیل C-V-P باید با استفاده از نسبت حاشیه فروش (CMR)  انجام شود.  نسبت حاشیه فروش با استفاده از تقسیم حاشیه فروش بر میزان فروش واقعی بدست می‌آید.

B.E.P= TFC / CMR

نسبت حاشیه فروش برای تجزیه و تحلیل تاثیر تغییر در فروش شرکت بر سود نیز می‌تواند استفاده شود. برای محاسبه تغییرات آتی سود با تغییرات مرود انتظار فروش می‌توان به روش زیر عمل نمود :

 افزایش سود مورد انتظار = فروش واقعی جاری * درصد افزایش فروش مورد انتظار * نسبت حاشیه فروش



تاريخ : جمعه ٩ بهمن ۱۳٩٤ | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : یونس | نظرات ()