حقوق تجارت یا بازرگانی

حقوق تجارت

مقدمه

تجارت درمعنی وساطت حرفه ای درامرمبادله ومعاوضه کالایاارائه خدمت به منظورحصول منفعت بکارمیرود ودراصطلاح شامل کلیه مواردی است که درمقام دادوستدبطورمتعارف وجوددارد.

اگرچه ازلحاظ نظری گروهی ازمتخصصین دواصطلاح تجارت وبازرگانی رادومفهوم متمایزبکارمیبرند، لکن غالباًاین دواصطلاح یک معنی رادرذهن متبادرمینماید.

ازآنجاکه درتجارت یابازرگانی بخشی ازامورراجع به گردش ثروت موردلحاظ قرارمیگیرد، لذااشخاصی که بطورمستقیم دراینگونه امورفعالیت دارندتاجریابازرگان نامیده میشوند.

به عبارت دیگرتاجریابازرگان شخصی است که نتیجه فعالیت وی تمام ویاقسمتی ازفاصله زمان ویامکانی موجودمیان تولیدومصرف یامیان عرضه وتقاضارامرتفع میکندویاموجبات تسهیل ویاتسریع درارتباط بااین مقولات رافراهم میکند.

تجارت رامیتوان به اعتباردامنه شمول درانواع مختلف فهرست نمود. ازجمله تجارت داخلی ، تجارت خارجی ، تجارت بین المللی ، تجارت منطقه ای ، تجارت دویاچندجانبه وتجارت مرزی .

دردوران های اولیه اقتصادی ، دادوستدومبادله بصورتی ساده وبطورکلی ازطریق تهاترانجام میشد. گذراقتصادخانوادگی به اقتصادروستایی ، سپس به اقتصادشهری ، اقتصادملی ودرنهایت اقتصادجهانی ، ضرورت بکارگیری واعمال قواعدخاص وضوابط ویژه درارتباطات تجارتی راضروری نمود.

درایران مانندپاره ای ازکشورهاکه دارای نظام حقوقی مشابه هستند، مسایل مربوط به تجارت وبازرگانی ابتدابراساس اصول وقواعدمدنی که حقوق عام درروابط حقوق خصوصی اشخاص است حل وفصل  میشد. ازآنجاکه این قواعدمتناسب بامقتضیات مناسبات وروابط بازرگانی نبود، لذابتدریج وباگسترش روابط اجتماعی واقتصادی ، قواعدواصول خاص برای این رشته بوجودآمد.

برای مثال میتوان یادآورشدکه دربابل قدیم حق العمل کاری ونگاهداری کالا، وام وربح مرسوم بوده است وفنیقی هادارای رسومی درخصوص جبران خسارت تاجری که کالایش برای نجات کشتی ویاسایرکالاهابه دریاریخته میشدبوده اند.

دریونان قدیم قواعدپرداخت وام به بازرگانان برای حمل کالابوسیله کشتی وجودداشت که درنتیجه آن درصورت رسیدن کالابه مقصد، سودگزاف عایدوام دهنده میشد.

درروم ، ایران وسایرتمدن های قدیم اصولی ازجمله برای حفظ کاروان های تجارتی ورفع اختلاف میان بازرگانان حاکم ومتبع بود.

درقرون وسطی ، حکومت های محلی قواعدخاص ودادگاه های ویژه برای امورتجارتی ابداع نمودند، ازجمله : ترویج حواله وبرات ، قواعدراجع به ورشکستگی ، وام واعتباروغیره .

قواعدتجارت دراین دوره بطورعمده درشهرهای ساحلی ودربرخی ازشهرهای مرکزدادوستداعمال میشد.

مختصراینکه دردوران های گذشته ، تجارت برپایه عرف ،‌سنن ، رسوم ،‌وآداب تجاری جریان داشت و دردادگاه دررابطه باموضوعاتی مانندقرارداداجاره وکشتی ،‌حمل کالاازطریق دریا، بیمه دریائی وغیره قواعدعرف اعمال میشد.

 

تکالیف  تاجر

ماده 6 ق –ت می گوید:

هرتاجری به استثنای کسبه جزء مکلف است دفاترذیل یادفاتردیگری راکه وزارت عدلیه به موجب نظامنامه قائم مقام این دفاترقرارمیدهدداشته باشد:

1-دقترروزنامه

2-دفترکل

3-دفتردارائی

4-دفترکپیه

دراینجاقانونگذارعلیرغم اینکه شغل معمولی کسبه جزء معاملات تجاری است آنان راازداشتن دفاترتجاری معاف داشته وبه محدودبودن معاملات تجاری کسبه جزء توجه داشته است . درهرصورت داشتن دفاترتجاری ازتکالیف ووظایف تاجراست وتاجرموظف به داشتن دفاترتجاری میباشند. حال به ویژگیها وخصوصیات هریک ازدفاترتجاری می پردازیم .

1-دفترروزنامه

طبق ماده 7ق –ت :

دفترروزنامه دفتری است که تاجربایدهمه روزه مطالبات ودیون ودادوستدتجارتی ومعاملات راجع به اوراق تجارت وبطورکلی جمع  واردات وصادرات تجارتی خودرابه مراسم رسمی که باشدووجوهی راکه برای مخارج شخصی خودبرداشت             می کنددرآن دفترثبت نماید.

بدین ترتیب دردفترروزنامه تاجرکلیه اعمال مربوط به آن روزرابایدثبت کند. ذکرمخارج شخصی بدین جهت است که میزان مخارج درصورت ورشکستگی تاجردرتعیین وتشخیص ورشکستگی به تقصیروتقلب بودن اونقش مهمی دارد.

2-دفترکل :

دفترکل دفتری است که تاجربایدکلیه معاملات را حداقل هفته یکمرتبه ازدفترروزنامه استخراج وانواع مختلف آنرامشخص وجداکرده هرنوعی رادرصفحه مخصوص درآن دفتربطورخلاصه ثبت کند.

البته شرط استنادبه دفترتجارتی تاجراین است که دفترمطابق قانون تجارت تنظیم شده باشددرصورتیکه دفترتاجرخوانده حکایت ازوجودحق نباشددفترتاجرخواهان ممکن است دلیل حقانیت محسوب می شود. مشروط به اینکه دفترخواهان مطابق مقررات قانون تجارت تنظیم شده باشد.

ثبت تجارتی

منظورازثبت تجارتی ثبت نام ومشخصات تاجردردفتری است که به این منظورتهیه شده است .

درنقاطی که وزارت عدلیه مقتضی دانسته ودفترثبت تجارتی تأسیس کندکلیه اشخاص که درآن نقاط به شغل تجارت اشتغال دارنداعم ازایرانی وخارجی به استثناء کسبه جزء بایددرمدت مقرراسم خودرادردفترثبت تجارتی به ثبت برسانند.

به بیان دیگرثبت تجاری دربردارنده ثبت موضوعاتی است که مقرربوده درنظامنامه تعیین شود.

این موضوعات به قرارزیراست :

الف : نام ونام خانوادگی بازرگان

ب :شماره شناسنامه ومحل صدورآن

ج :تابعیت بازرگان

د: تاریخ اشتغال به تجارت

ه: نوع تجارت

و: جنس کالایاکالاهای موضوع تجارت

ز: رشته تجارت ( داخلی یاخارجی )

شرکتهامکلف هستندکه علاوه برثبت دردفترثبت شرکتهااظهارنامه ثبت دفترتجارتی اخذوعلاوه برمواردفوق الذکرمیزان سرمایه خودرادرآن ذکرکنندوازمحاسن ثبت تجارتی آن است که آمارتعدادتجارونوع فعالیت آنهابدین ترتیب مشخص می شود.

هرگاه تاجرفوت کندشرکت یاتجارتخانه برچیده شودویاتاجرورشکست شود. مراتب بایدازسوی تاجریاقائم مقام اوباطلاع برسد.

اسم تجارتی

اسم تجارتی نامی است که تاجرتحت آن نام تجارت میکندومبین نام تجارتخانه یاموسسه تجاری است .

اسم تجارتی که ممکن است دراثرصحت عمل وتلاش مستمرتاجراازشهرت ومعروفیت برخوردارشودجزء حق کسب وپیشه ویاکارما یه بازرگانی بوده وچنانچه به ثبت برسد.

ازسوی قانون حمایت می شود.

مثلاً وقتی گفته می شودتجارت خانه سلامت درحقیقت نام تجارتخانه بیان می شود.

البته نام تجارتی باثبت تجارتی فرقهایی باهم دارندکه به ترتیب زیرآورده میشود .

1-بطوریکه گفته شدثبت تجارتی ثبت نام خودتاجراست درصورتیکه اسم تجارتی نام تجارت است . جمع نام  تجارتخانه بانام شخص تاجربلامانع است . مانندتجارتخانه معرفت که نام تاجراست ودرعین حال نام  تجارتی نیزمی باشد.

2-ثبت تجارتی بافوت یاحجرتاجرتغییرپذیراست ولی اسم تجارتی بافوت یاحجرتاجرممکن است سالهاوقرنهاباقی بماندوتحت آن نام میتوان به تجارت ادامه داد.

3-ثبت تجارتی جهت شناسائی وآمارگیری تجاروانواع رشته های بازرگانی است ولی اسم تجارتی درحقیقت به مفهوم تفکیک وشناسائی انواع موسسات تجارتی است .

پیشگفتار:

بی تردیدبخش عظیمی ازفعالیتهای اقتصادی  راشرکت های تجاری برعهده دارندزیرااستفاده ازپدیده شرکت تجاری به بازدهی فعالیت اقتصادی حدت بیشتری می دهدومتضمن مزایایی است که فعالیت فردی دربرنداردمزایایی چون فراهم شدن سرمایه بیشتروتجمع تخصصهایی گوناگون برای دستیابی به هدفی واحدوبویژه محدودیت  مسئولیت فعالان تجاری،شرکت درسیستمهای حقوقی مختلف ، وسیله تجدیدمسئولیت فعالان تجاری است به این معنا تجارشخصی یعنی تجاری که به صورت انفرادی فعالیت می کنند، درمقابل اشخاص ثالث  مسئولیت نامحدوددارندوکل دارایی آنها، اعم ازسرمایه تجاری واموال خصوصی ، وثیقه پرداخت دیون آنهابه طلبکاران است امااشخاصی که فعالیت تجاری شان ازطریق تشکیل شرکت انجام می گیردمسئولیتی عمدتاً محدوددارندفقط تاآن بخش ازدارایی شان بدهکارطلبکاران هستند.

این ویژگیهاموجب شده است که درحقوق تجارت ، به موازات مطالعه وضع تجارحقیقی ، مبحثی نیزبه مطالعه وضعیت شرکتهای تجاری اختصاص یابدکه درواقع ازجمله تجارند.

 

تاریخچه قانونگذاری شرکتهای تجاری درایران

اولین قانون تجاری که درآن ازشرکتهای تجاری صحبت شده ، قانون 25 دی 1303 است . بعداً قوانین 12فروردین و12 خرداد1304 شمسی به تصویب رسیدکه درآنهاوضعیت شرکتهای تجاری (سهامی ، تضامنی ، مختلط وتعاونی ) به اختصاربیان شده است .

قانون ثبت شرکتهادر11/03/1310 به تصویب رسیدکه هدفش وضع مقرراتی برای ثبت شرکتهای موجودوتطبیق آنهابامقررات قانون تجارت بودوپاره ای ازموادش در30/12/1362 اصلاح گردید. درموردثبت انواع شرکت ، قوانین وآیین نامه های دیگری نیزبه تصویب رسیده است که ازآن جمله می توان به این قوانین اشاره کرد: قانون حق الثبت شرکتهای بیمه ( مصوب 6/09/1310) ، آیین نامه قانون ثبت شرکتهادرموردشرکتهای بیمه (مصوب آذر1310واصلاح شده دربهمن 1311) ، آیین نامه قانون ثبت شرکتهای بیمه (مصوب اردیبهشت 1311) ، آیین نامه شماره 51583 (مصوب اسفند1327) راجع به ایجاد((اداره ثبت شرکتهاوعلائم  تجارتی واختراعات ))،نظامنامه اجرای قانون ثبت شرکتها(مصوب 2/3/1310 بااصلاحیه های بعدی آن ، راجع به ایجاد((دایره ثبت شرکتها)) درتهران ) وطرح اصلاحی آیین نامه ثبت شرکتها( مصوب شهریور1340، راجع به تغییرنام ((اداره ثبت شرکتهاوعلائم تجارتی واختراعات )) به ((اداره ثبت شرکتهاومالکیت صنعتی ))

اماقانونی که برای اولین بارراجع به شرکتهای تجاری وضع شد، قانون تجارت (مصوب 13/2/1311) است که هنوزهم پس ازگذشت حدودشصت سال ، اساس حقوق تجارت ایران راتشکیل می دهد.

انواع شرکتهای تجاری

اززمانی بسیارقدیم ، افرادبشرباجمع کردن سرمایه وتلاش خودباسرمایه وتلاش دیگران به منظوررسیدن به بازدهی اقتصادی بیشترآشنابوده اند. این جمع کردن سرمایه وتلاش درطول تاریخ صورگوناگونی به خودگرفته است : درزمان باستان ومدتها بعدازآن ، گروههایی وجوداشته اندکه ازدویاچندنفرتشکیل شده بودندونیروی خودراصرف فعالیتهای بیش وکم پایدارمی کردند. اعضای این گروههاگاه مدتی طولانی وگاه مدتی محدودهمکاری می کردند. همکاری طولانی بیشتردرتجارت زمینی وهمکاری محدودبیشتردرتجارت دریایی به کارمی رفت . این گروههارامی توان اسلاف دونوع عمده شرکت امروزی یعنی شرکتهای سرمایه وشرکتهای اشخاص تلقی کرد.

 

اصولاً قانون تجارت سه نوع عمده شرکت راپیش بینی کرده است :

شرکتهایی که درآنهامسئولیت  کلیه شرکانامحدوداست ، شرکتهایی که درآنهامسئولیت کلیه شرکامحدودبه سرمایه ای است که به شرکت                  آورده اندوشرکتهایی که دآنهامسئولیت بعضی شرکانامحدودومسئولیت بعضی محدوداست به آورده آنهابه شرکت .

شرکتهای تضامنی ونسبی ازشرکتهایی هستندکه درآنهامسئولیت کلیه شرکادرمقابل طالب کاران شرکت نامحدوداست با این تفاوت  که درشرکتهای تضامنی ، هریک ازشرکامسئول پرداخت کلیه بدهیهاشرکت به اشخاص ثالث است ، درحالی که درشرکت نسبی هرشریک فقط به نسبت سهمی که درشرکت داردمسئول پرداخت بدهی شرکت خواهدبود. وجه مشترک این دونوع شرکت این است که طلب کاران این شرکتهامی توانندطلب خودراعلاوه بردارایی شرکت ، ازدارایی شخصی شرکانیزمطالبه کنند. مسئولیت نامحدودشرکابه همین‌مفهوم‌است .

شرکتهای سهامی (عام وخاص ) وشرکتهای بامسئولیت محدودازشرکتهای هستندکه درآنهامسئولیت کلیه شرکامحدودبه سرمایه ای است که به شرکت       آورده اند.

تفاوت این دونوع شرکت عمدتاً دراین است که درشر کتهای سهامی ، شرکاکه سهامدارنامیده می شوند، سهام خوددرشرکت رامی توانندبه سهولت به اشخاص ثالث منتقل کننددرحالی که درشرکتهای بامسئولیت محدود، شرکا که هریک درصدی ازکل سرمایه شرکت رادارند،نمی توانندحقوق خوددرشرکت راآزادانه به اشخاص دیگرانتقال دهند.شرکتهای دولتی ازانواع شرکتهای سهامی هستند،

شرکتهای مختلط ازشرکتهایی هستندکه درآنهاهم شریک ضامن وجودداردوهم شریک غیرضامن ، مسئولیت شرکای ضامن مانندمسئولیتی است که شرکای شرکتهای تضامنی دارندومسئولیت شرکای غیرضامن محدودبه آؤرده آنهابه شرکت است . شرکت مختلط به شرکت مختلط سهامی وغیرسهامی تقسیم می شود. شرکت مختلط سهامی ترکیبی تضامنی وشرکت سهامی ، وشرکت مختلط غیرسهامی ترکیبی ازشرکت تضامنی وشرکت بامسئولیت محدوداست .

شرکتهای تعاونی تابع قانون جدیددرصورتی تجاری اندکه دراموری فعالیت داشته باشندکه مطابق قانون تجارت ، تجاری تلقی می شونددرغیراین صورت تجاری نخواهندبود.

 

 

  معرفی شرکت تجاری بخش اول تعریف شرکت 

مبحث اول : تعریف شرکت مدنی

 

درحقوق مدنی ، شرکت به دومعنای عام وخاص به کاررفته است . درمعنای عام شرکت عبارت ازعقدی است که درآن طرفین ، سرمایه یاکارخودرابرای رسیدن به سودی خاص جمع می کنند. دراین معنا، علاوه برعقدشرکت ، عقدمضاربه ، عقدمزارعه وعقدمساقات هم ازمصادیق شرکت به حساب می آیند. درمعنای خاص ، شرکت یکی ازعقودمعینی است که همراه بااشاعه درحق مالکیت ایجادمی شودمعمولادرحقوق مدنی زمانی که ازشرکت صحبت می شودمقصودهمین نوع اخیراست .

به موجب ماده 571 قانون مدنی : شرکت عبارت است ازاجتماع حقوق مالکیت متعدددرشی ء واحدبه نحواشاعه )) این شرکت ممکن است اختیاری یاقهری باشدشرکت قهری برتوافق شرکااستوارنیست ، بلکه درنتیجه اجتماع حقوق مالکان ، به سبب امتزاج یاارث تحقق می یابدبرعکس ، شرکت اختیاری حاصل اراده طرفین است زیرا((درنتیجه عقدی ازعقودحاصل می شودیادرنتیجه عمل شرکا، ازقبیل مزج اختیاری یاقبول ملای مشاعاًدرازای عمل چندنفرونخواینها))

آنچه بایدگفت این است که :

اولاً درشرکت به مفهوم تجاری ، هدف شرکاچیزی جزبردن سودوتقسیم آن میان خودنیست . بنابراین ، تشکیلاتی که برای هدفهای اخلاقی واجتماعی وامثال اینهاتاسیس وبه اصطلاح انجمن نامیده می شوند، شرکت تجاری به حساب نمی آیند.

ثانیاً، درشرکت مدنی ، ارتباط شخصیتی شرکابامال مشاع محونمی شوددرحالی که درشرکت تجاری شخصیت جمعی شرکاکه ازآن به شخصیت حقوقی تعبیر می شودمالک مال می گردد.

درواقع درشرکت مدنی فرض بر این است که اموال شرکابه خودشان تعلق داردوسودوزیان ناشی ازاداره شرکت به خودایشان برمی گردد.حال آنکه همان طورکه خواهیم دیدشرکت تجاری دارای شخصیت حقوقی است ومال مشاع که توسط شرکادرمیان گذاشته می شودمتعلق به شرکت یعنی شخص حقوقی است .

مبحث دوم :تعریف شرکت تجاری

درحقوق ایران شرکت تجارتی شرکتی است که یابه موجب مقررات قانون تجارت ویابه موجب لایحه قانونی 1347 تشکیل می شودویابه صورتی غیرازآن ، ولی مبادرت به عملیات تجارتی می کند.

باتوجه به آنچه گفتیم ، شرکت تجارتی رامی توان چنین تعریف کرد(( شرکت تجارتی ، قراردادی است که به موجب آن یک یاچندنفرتوافق می کنندسرمایه مستقلی راکه ازجمع آورده های آنهاتشکیل می شود، ایجادکنندوبه موسسه ای که برای انجام مقصودخاصی تشکیل می گردد، اختصاص دهندودرمنافع وزیانهای احتمالی حاصل ازبه کارگیری سرمایه سهیم شوند

 

بخش دوم :خصایص شرکت تجاری

نبایدفراموش کردکه شرکت یک عمل حقوقی است وبه این سبب لازم است ماهیت آن شناخته شودبویژه آنکه درپاره مواردچندشخصی ، بدون آنکه شرکتی تشکیل دهند، درعمل به گونه ای رفتارمی کنندکه نشان می دهدمعاملاتی که انجام         می دهندبرای همه آنهاونفع وزیان معاملات متوجه یک یک آنهاست ، بدون آنکه گاه حتی دراین موردتوافق کرده باشند.درچنین شرایطی بایددیدآن عمل حقوقی که به شرکت حیات داده است چیست

 

مبحث اول : عناصرتشکیل دهنده شرکت

شرکت به عنوان یک عمل حقوقی ، مستلزم همکاری دویاچندشخص است . این همکاری صرفاً زاییده قراردادی نیست که طرفین آن رامنعقدکرده اند، بلکه تابع مکانیسمی است که قانونگذاردراختیارشرکاقرارداده تاسرمایه های فردی خودرابرای رسیدن به هدفی خاص که بردن سوداست به سرمایه جمعی تبدیل کنند

الف همکاری دویاچندنفر

شرکت بایدلااقل دارای دوعضوباشدوهریک چیزی به شرکت بیاوردکه روی هم سرمایه شرکت راتشکیل می دهند

بنداول تعدادشرکاشرکت چه درحقوق مدنی وچه درحقوق تجارت ایران درصورتی ایجادمی شودکه لااقل دونفردرایجادآن سهیم باشند.

درحقوق ایران ، شرکت تک شریک وجودندارد.

 

بنددوم :آوردن حصه .

هریک ازشرکاحصه ای به شرکت می آورندکه به آورده  تعبیرمی شودوهمان سرمایه فردی هریک ازشرکاست که جمع آن باآورده های دیگرشرکا، سرمایه شرکت راتشکیل خواهدداد.

1-انواع آورده هاآورده های شرکارامی توان به دودسته عمده تقسیم کرد:

آورده های نقدی وآورده های غیرنقدی

اول : آورده های نقدی :شریکی که تعهدبه آوردن وجه نقدبه شرکت کرده است باید درموعدمقرربه تعهدخودعمل کند

تعهدبه پرداخت آورده نقدی درشرکتهای مختلف صورمتفاوت دارددرشرکتهای سهامی ومختلط سهامی ، پرداخت کل آورده تعهدشده ، حین تشکیل شرکت لازم نیست ، امادرسایرشرکتها، شرکت تشکیل نمی شود، مگرآنکه که سرمایه نقدی شرکت  پرداخت شده باشد. درهرحال ، هیچ شرکت تجاری تشکیل نمی شودمگرآنکه قسمتی ازسرمایه به صورت نقدبه شرکت آورده شده باشد.

 

دوم: آورده های غیرنقدی . آورده غیرنقدی ممکن است به صورت مال مادی ، مال غیرمادی ویاصنعتی (فعالیت ، کاروهنر) باشد.

 

مال مادی : مالی است که می توان آن رالمس  کرداین چنین مالی ممکن است منقول باشد( مانندمیزوصندلی ) یاغیرمنقول )) ( مانندزمین وخانه  ) آنچه به شرکت آورده می شود، ممکن است مالکیت مال باشد( مثل زمانی که شریکی خانه خودرا به شرکت منتقل می کند) یامنفعت مال( مثال اینکه شریکی خانه خودرادراختیارشرکت می گذاردواجرت المثل خانه راآورده خودبه شرکت قرار      می دهد. درصورت اول مال به مالکیت شرکت منتقل می شودودرنتیجه ، هنگام انحلال شرکت ، شریک حق خاصی نسبت به آن نداردونمی تواندمدعی بازپس گرفتن آن شود. اگرمال تلف شود، مال شرکت ازمیان رفته وزیان حاصل به کل شرکاواردمی شود، نه فقط به شریکی که مالکیت قبلی مال بوده است . درصورتی که شریکی فقط منفعت خانه خودرابه عنوان آورده قرارداده باشد، پس ازانحلال شرکت ، مال خودراپس خواهدگرفت ودرصورت تلف شدن مال ، زیان حاصل ازتلف فقط متوجه اوخواهدبود.

مال مادی بایدحین ورودبه شرکت تقویم شود

 

مال غیرمادی :

منظورازمال غیرمادی مالی است که درخارج وجودمادی ندارد، ولی جامعه  وجودآن رااعتبارکرده وقانون هم آن راشناخته است مانندحق اختراع ، حق تألیف ، حق تصنیف وبه طورکلی هرنوع حق مالی ، ازجمله حق ارتفاق  ، حق انتفاع وطلب که دارای ارزش مبادله اند.

امواع غیرمادی نیزمانندمال مادی بایدتقویم شوند.

 

صنعت :

شریک می تواندتعهدکندکه به عنوان آورده ، صنعت ، یعنی دانش ، فعالیت یاهنرخودرابه شرکت بیاورداین صنعت بایدبه عنوان آورده شریک آورده شودنه به عنوان کاری که درازای آن کارگریاکارمندازشرکت مزدمی گیرد. به همین دلیل ، به فعالیت شریکی که فعالیت خودراآورده ، مزدتعلق نمی گیردورابطه شرکت وکسی که فعالیت خودرابه عنوان شریک به شرکت می آوردرابطه آمروماموری نیست وبنابراین تابع قوانین کارنخواهدبود. آنچه به شریکی که فعالیت خودراآورده قرار      می دهد،‌تعلق می گیرد، سهمی ازمنافع شرکت است .

 

2-نقش آورده هادرتشکیل سرمایه :

سرمایه شرکت ، قبل ازهرچیز، یک مفهوم حسابداری محسوب می شودوعبارت است ازمبلغی که شرکاتوافق می کنندبه شرکت انتقال دهند. سرمایه شرکت ، مبلغی است  که درترازنامه شرکت ، هم درزیر عنوان دارایی اولیه درج می شودوهم درزیرعنوان بدهی اولیه شرکت .

برای مثال ، هرگاه شرکتی باسرمایه اولیه 120 هزارریال تشکیل شود، درترازنامه ، این مبلغ هم درزیرعنوان دارایی شرکت ذکرمی شودوهم درزیرعنوان بدهی شرکت چراکه سرمایه شرکت درواقع متعلق به شرکاست ودرصورت انحلال شرکت وموجودبودن آن ، به  آنهامستردمی شود، یکی ازتفاوتهای انتقال مال ازطریق عقدشرکت وانتقال مال ازطریق عقدبیع نیزهمین است . درواقع دربیع ، مالکیت مالی که فروشنده به مشتری می دهندبه طورقطعی به شخص اخیرمنتقل           می گردد، درحالی که درشرکت ، آورنده ، مالی به شرکت می دهدکه به سرمایه تعبیرمی شودومشروط به اعاده است

شریکی که آورده اش کاراوست ، کارش تقویم می شودامااین تقویم ومبلغ حاصل ازآن درترازنامه ، به عنوان سرمایه شرکت ، گنجانده نمی شود. تقویم کارفقط  برای تعیین واحتساب منفعت وزیانی است که بسته به مورد، متعلق به شرکی می شودکه کارخودرابه شرکت آورده است .

 

3-تفاوت شرکت تجاری بامالکیت مشاع

برخلاف آنچه درنظام قانون مدنی وجودارد، درشرکت تجاری ، صرف آوردن حصه به ایجادمالکیت مشاع نمی انجامد، بلکه شرکت تجاری یااشاعه موضوع قانون مدنی سه تفاوت عمده دارد.

اول اینکه شرکت تجاری فقط باهدف اقتصادی  ایجادمی شودودرآن عده ای برای ایجادوازدیادثروت همکاری می کنند

دوم اینکه اشاعه امری پایدارنیست وهریک ازشرکامی تواندخواه باتقاضای افرازسهم خودازسهم دیگرشرکاوخواه باانتقال سهم مشاع خودبه شخص ثالث ، درهرزمان که بخواهدبه اشاعه پایان دهد.

هیچ یک ازشرکانمی توانندبدون جلب موافقت شرکای دیگر، سهم خودرابه دیگری انتقال دهند.

سوم اینکه دراشاعه : برای انجام دادن هرعمل مادی یاحقوقی راجع به مال مشاع اتفاق نظرورای کلیه شرکاضروری است امادرشرکت تجاری به سبب داشتن شخصیت حقوقی ، تصمیمات راجع به شرکت عمدتابااکثریت آرااتخاذمی شود.

 

ب ) ماهیت حقوقی شرکت

به موجب یک نظریه قدیمی که به نظریه قراردادی موسوم است ، شرکت چیزی جزیک قراردادنیست

مانندهرقر ارداددیگری ، قراردادشرکت یک وضعیت جد یدحقوقی ایجادمی کندکه نسبت به اشخاص ثالث لااقل دارای این اثراست که آ‌نهانمی توانندآن رانادیده بگیرند.

درحقوق کشورهای اروپایی ، شرکت درصورتی تشکیل می شودکه ثبت شود. درحقوق ایران ، بسته به موردشرکت درصورتی تشکیل می شودکه تشریفات خاصی که قانون مقررکرده ، رعایت شود.

به عبارت دیگر، صرف توافق شرکابرای ایجادشرکت کفایت نمی کندتاآن راتشکیل شده تلقی کنیم

عده ای ازحقوقدانان نظریه دیگری راعنوان کرده اندکه به نظریه سازمانی موسوم است . به موجب این نظریه جدید، شرکت یک تامین  حقوقی است که برخلاف قرارداد، وتعهدات طرفین رابرای رسیدن به هدفی که بردن سوداست ، به طورپایدار، تثبیت نمی کند. به همین دلیل ، حقوق شرکای دیگردرتوافق اولیه شرکا(شرکتنامه ) به طورقطعی معین نمی شود، بلکه درطول حیات شرکت قابل تغییراست آن هم توسط اکثرشکانه الزاماً‌همه آنان آن طورکه درموردقراردادصادق است . وجودنظریه سازمانی بویژه به قانونگذاراجازده داده است که  فعالیت شرکتهارادرروندآزادبازارکنترل کند.

درحال حاضر، بویژه شرکتهای بزرگ رانمی توان صرفاًیک قرارداددانست زیرانقش سنتی قراردادتثبیت روابط طرفین است ودرصورتی کفایت می کندکه طرفین قراردادبرای مدت کوتاه بایکدیگرهمراه باشند. درشرکت  ، که برای مدت  پایدارایجادمی شود، رژیم حقوقی خاصی لازم است تاامکان تغییروتبدیل حقوق وتعهدات طرفین رادرطول حیات شرکت میسرسازد. درشرایطی که قانونگذارمقررات ویژه ای برای امکان چنین تغییروتبدیلی ابداع کرده است . صحبت کردن ازقراردادشرکت موردندارد. همان طورکه گفته

شده است شرکت درمفهوم امروزی نیازبه قالب خاصی داردواین قالب رانه اراده اشخاص ، بلکه قانون به وجودمی آورد.

 

 

جستجوی سودوتقسیم آن میان شرکا

ازخصایص عمده شرکت این است که هدف ازتشیکل آن جستجوی سودوتقسیم آن میان شرکااست .

 

شخصیت حقوقی شرکت تجاری

قانون تجارت ایران ، برای شرکتهای تجاری شخصیت حقوقی قائل شده است  دارابودن شخصیت حقوقی به این معناست که شرکت صلاحیت داشتن حقوق وتکالیف ونیزصلاحیت اجرای آنهارادارد. شخصیت حقوقی ویژگی مشترک کلیه شرکتهای تجاری است حتی شرکتهایی که به ثبت نرسیده ومطابق قانون تجارت تشکیل نشده اند، بلکه درعمل موجودند.

 

شرکتهای تجاری دارای شخصیت حقوقی

ماده 583 قانون تجارت بصراحت کلیه شرکتهای تجاری مندرج درقانون تجارت، یعنی شرکتهای موضوع ماده 20، رادارای شخصیت حقوقی مستقل دانسته است این طرزتلقی درهمه سیستمهای حقوقی وجودندارد. درانگلستان که شرکتهای تجاری دارای شخصیت حقوقی مستقل هستندودارایی آنهامتعلق به خودآنهاست نه به شرکا، شرکت موسوم به  Partnership  فاقدشخصیت حقوقی است . درآلمان شرکت تضامنی وشرکت مختلط غیرسهامی ، شخصیت حقوقی ندارند. درفرانسه ، تمام  شرکتهای تجاری دارای شخصیت حقوقی اندجزشرکتی که درآن ، سرمایه درمالکیت خودشرکاست وشرکت یاازدیداشخاص ثالث مخفی است ویااگرازآن آگاهندثبت نشده است

طبق ماده 583 قانون تجارت ایران ، تمام شرکتهای تجاری دارای شخصیت حقوقی هستند، مشروط برانیکه مطابق این قانون تشکیل شده باشند.

شخصیت حقوقی مستقل شرکت برای اشخاص ثالث آسودگی خاطرایجادمی کند، زیرا شرکای چنین شرکتی نمی توانندبه آسانی اززیربارتعهدات گروهی شانه خالی کنندوآن رامربوط به خودندانند، چه دارایی گروهی که ازدارایی فردفردشرکاتشیکل می شودپیش ازهرچیز، تضمین پرداخت طلب طلبکاران است که باگروه معامله    می کنند.

 

نظریات راجع به شخصیت اشخاص حقوقی

1-نظریه واقعی بودن شخصیت حقوقی ، طبق این نظریه هرگروهی که واجداراده مستقل بوده ، بتواندفعالیتی جدا انجام دهدشخصیتی جدازافردگروه دارد. به نظراینان شخصیت حقوقی جنبه واقعی داردومولوداراده قانونگذارنیست ، بلکه به صرف ایجادگروه به وجودمی آیدوباگسستن رابطه گروهی ازمیان می رود.

عیب این نظریه این است که به این واقعیت توجه ندارد که اراده جمعی درواقع حاصل اراده هریک ازافراداست وازاراده آنهامنفک نیست .

2-نظریه فرضی بودن شخصیت حقوقی ،

به موجب آن ، فقط اشخاص حقیقی دارای شخصیت حقوقی واقعی هستندوسایرموجودات ، اعم ازحیوانات واشیانمی توانندصاحب حق باشند، مگربا اراده قانونگذار. طرفداران این نظریه معتقدندکه قانونگذارشخصیت حقوقی موجوددیگر، شخصیت حقوقی گروه ، وجودخارجی ندارد، بلکه قانونگذاربرا ی تسهیل روابط گروه بااشخاص ثالث آن راموجودتلقی می کند

 

3-نظریه دارایی اختصاصی : به عقیده بعضی ازحقوقدانان شخصیت حقوقی محدودبه تصرف وتملک یک دارایی جمعی است که به هدف خاص گروه اختصاص داده می شود. ازآنجاکه اعضای گروه حق انفرادی تصرف دراین دارایی اختصاصی راندارند، بااعطای شخصیت حقوقی به این دارایی ، تصرف گروهی درآن میسرودرنتیجه  معامله اشخاص ثالث بااین دارایی امکانپذیرمی گردد.   بعلاوه این دارایی وثیقه طلب طلبکاران گروه نیزخواهدبود.

 

ب ماهیت شخصیت حقوقی شرکتهای تجاری

اینکه شرکت شخصیت حقوقی دارد، نظری بسیارقدیمی وشایع است . درحقوق انگلیس ، شخصیت شرکتهای تجاری از ثبت آنها ناشی می شودکه ازآن incorporation تعبیرمی شود. ریشه این کلمه ‌corp است که به معنای شکل وجسم است .  استعمال لفظ INCORPORATION  به این معناست که شرکت بااین اقدام شکل می گیرد.

درحقوق ایران ، به تبع حقوق فرانسه ، شخصیت شرکت اقتباسی است ازشخصیت شخص حقیقی شرکت دارای نام است واقامتگاه تابعیت واهلیت دارداماموضوعی که مطرح میشود.

این است که آیااین شخصیت واقعی یافرضی

دراین موردکه درحقوق ماکدام یک ازنظریات راجع به شرکت پذیرفته شده بایدبگوییم که گروه شخصیت حقوقی واقعی ندارد، بلکه قانونگذاربرحسب مورد برای گروه یاجمعیتی شخصیت حقوقی قائل می شود. به عبارت دیگر، اصل براین است که گروه فاقدشخصیت حقوقی است ، مگرآنکه قانونگذارچنین شخصیتی رابه آن اعطاکرده باشدیعنی همان کاری که درموردشرکتهای تجاری کرده است . ماده 583قانون تجارت مقررمی کند: کلیه شرکتهای تجارتی مذکوردراین قانون ، شخصیت حقوقی دارند))

البته این شخصیت ازدوجنبه باشخصت اشخاص حقیقی متفاوت است . اول اینکه که شرکت فاقدروح ووجدان واحساساتی است که آدمی دارااست  دوم اینکه برخلاف اشخاص حقیقی ، شرکت شخصیت حقوقی کاملی نداردبلکه بسته به  موضوعش فقط دراموری خاص دارای حق وتکلیف می شودمانندصادرات و واردات ، حمل ونقل وحق العمل کاری .بنابراین ، شرکتی که موضوعش فقط خریدوفروش کالاهای پلاستیکی است نمی توانددرامرجاده سازی نیزدخالت کندالبته موضوع شرکت درموجودیت آن اثرزیادی نداردچه ممکن است درطول حیات شرکت موضوع شرکت تغییرکندبدون آنکه شخصیتش ازبین برود.

به هرحال ، صرف نظرازاین بحثهای نظری ، شخصیت حقوقی شرکت دارای این  ویژگی مفیداست که می تواندباضروریات عملی منطبق شود. این شخصیت گاه ثابت وتغییرناپذیراست . برای مثال ، تغییرشکل شرکت موجب محوشخصیت حقوقی شرکت وسپس ایجادآن نمی شودتغییرموضوع شرکت اثری درشخصیت حقوقی شرکت نداردتغییردرشخصیت شرکا، شخصیت شرکت راتغییرنمی دهدو شخصیت شرکت حتی برای مدت بعدازانحلال وبرای امرتصفیه باقی می ماندبرعکس گاه شخصیت شرکت برای   حفظ منافع اشخاص ثالث ازبین می رودازجمله وقتی که شریکی بدهکاراست وتنهامالی که داردحصه اودرشرکت است ، طلبکارمی تواندبدون توجه به شخصیت شرکت ، سهم شریک درشرکت راتوقیف کند.

خلاصه همان طورکه گفته شده است هنگامی  که دویاچندنفرآورده های خودرادرمیان می گذراند، بااین قصدکه باهم کاری کنندوسودوزیان برخاسته ازبه کارگیری این آورده هارامیان خودتقسیم کنندنوعی دارایی تشکیل می شودکه وجودی مستقل ازاشخاص آورنده واین موجودازتمام امکانات لازم بر خورداراست تابتوانددردنیای حقوقی معاملات  واموال به حیات  مستقل خودادامه دهد. برای تسهیل درک این وضعیت گفته می شودکه شرکت دارای شخصیت حقوقی مستقلی است . این امر، قانونگذاررا برآن داشته تاتأکیدکند: ((شخص حقوقی می توانددارای کلیه حقوق وتکالیفی شودکه قانون برای افرادقائل است مگرحقوق ووظایفی که بالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای آن باشدمانندحقوق ووظایف ابوت ، بنوت وامثال ذلک ))

 

مبحث سوم : آغازشخصیت حقوقی شرکت

تعیین آغازشخصیت حقوقی ازاین نظرواجداهمیت است که نقطه آغازتعهدات شرکت رامعین می کند. درواقع تاقبل ازتحقق شخصیت حقوقی علی الاصول ،‌       نمی توان تعهداتی راکه شرکابرعهده‌گرفته اندبرعهده شرکت گذاشت چراکه شرکتی وجودنداردتابتواندمتعهدشود.

درکشورهای اروپایی وآنگلوساکسون ، برای شخصیت حقوقی نقطه آغازی مشخص شده است . این نقطه  آغاززمان ثبت شرکت تجاری است . درفرانسه این قاعده که قبلاً درموردشر کتهای تجاری اعمال می شد درحال حاضردرموردکلیه شرکتهایی که دارای شخصیت حقوقی می شوند، ازجمله شرکتهای مدنی برقرارگردیده است .

درحقوق ایران چنین راه حل دقیقی وجودندارددرواقع ماده 583 قانون تجارت که مقررمی کندکلیه شرکتهای تجارتی مذکوردراین قانون شخصیت حقوقی دارندبه هیچ وجه معین نمی کندکه این شخصیت حقوقی ازچه زمانی ایجادمی شود.

برعکس ، قانونگذارمادرماده 584 برای تشکیلات غیرتجاری ، تاریخ دقیق ایجاد شخصیت  حقوقی رامعین کرده است که ازتاریخ ثبت دردفترمخصوص وزارت دادگستری است . موسسات وتشکیلات دولتی وشهری نیزبه محض ایجادوبدون  احتیاج به ثبت ، دارا ی شخصیت حقوقی می شوند.

پس ، به طورمسلم ، شرکتهای تجاری –همانندموسسات وتشکیلات دولتی برای آنکه شخصیت حقوقی پیداکنندنیازبه ثبت ندارند، اماازچه تاریخی دارای شخصیت حقوقی می شوند؟ پاسخ کلی به این سوال آسان است  پاسخ کلی به این سوال است وآن این است که درحقوق ایران ، شرکت ازتاریخی دارای شخصیت حقوقی خواهدبودکه ایجادوبه عبارت قانونگذار((تشکیل )) شده باشد. اماپاسخ به اینکه شرکت ازچه تارخی تشکیل می شوددرموردشرکتهای مختلف یکسان نیست وهرشرکتی تابع قواعدخوداست :

شرکتهای بامسئولیت محدود، تضامنی ونسبی وقتی تشکیل می شوندکه تمام   سرمایه نقدی آنهاتأییدیه وسهم الشرکه غیرنقدی نیرتقویم وتسلیم شده باشد.

شرکت سهامی عام پس ازتشکیل مجمع عمومی موسس واحرازپذیره نویسی کلیه سهام  شرکت وپرداخت  مبالغ لازم وتصویب اساسنامه شرکت وهمچنین انتخاب اولین مدیران وبازرسان وقبول سمت توسط آنان تشکیل می شود.

شرکت سهامی خاص پس ازامضای اساسنامه توسط کلیه سهامداران ، پرداخت قسمت نقدی سرمایه- که نبایدکمتراز35 درصدکل مبلغ رسمی سهام باشد. انتخاب اول مدیران وبازرسان توسط کلیه سهامداران وقبول  سمت مدیریت وبازرسی توسط مدیران وبازرسان تشکیل می شود.

شرکت مختلط سهامی درصورتی تشکیل میشودکه :

 1-تمام سرمایه ازطرف شرکاتعهدشده ولااقل  یک سوم آن پرداخت شده باشد

2-سهم الشرکه شرکای سهیم به سهام یاقطعات سهام

تشکیل شرکت  تعاونی تابع مقررات حاکم برتشکیل شرکتی است که قالب شرکت تعاونی راتشکیل می دهد. برای مثال ، اگرشرکت تعاونی قالب شرکت سهامی راانتخاب کرده باشد، زمان تشکیل آن تابع مقررات این شرکت خواهدبودوقس علی هذا. قانونگذاردرباره زمان تشکیل شرکت مختلط غیرسهامی مقرراتی وضع نکرده  است . مسلم است که شخصیت هیچ شرکتی اززمان انعقادقراردادوبه صرف آن ایجادنمی شود، چه انعقادقراردادشرکت به خودی خودبه معنای تشکیل سرمایه  جمعی نیست وتاعملاً چنین سرمایه ای تشکیل نشودتعهدمستقلی برای شرکت ایجادنمی شود، اماآیامی توان گفت که  شرکت مختلط غیرسهامی بایدثبت شودتاشخصیت حقوقی   پیداکند؟ وجودماده 150 قانون تجارت  چنین شبهه ای راالقامی کند. به موجب این ماده : (( درموردتعهداتی که شرکت مختلط غیرسهامی ممکن است قبل ازثبت شرکت کرده باشد، شریک بامسئولیت محدوددرمقابل اشخاص ثالث درحکم شریک‌ضامن خواهدبود.))

آیااین جمله به این معنانیست که تاشرکت ثبت نشده ، شرکادرحالت قبل ازتشکیل هستند،‌وهمگی مسئولیت تضامنی دارند؟‌ ماده 152 قانون تجارت این شبهه راتاحدودی برطرف می کند. به موجب این ماده ((هرگاه شرکتی به طریقی  غیرازورشکستگی منحل شودوشریک بامسئولیت محدودهنوزتمام یاقسمتی ازسهم 7الشرکه خودرانپرداخته ویاپس از تأدیه مستردداشته است طلبکاران شرکت حق  دارندمعادل آنچه که ازبابت سهم الشرکه باقی مانده است ، مستقیماً برعلیه شرکت بامسئولیت محدوداقامه دعوانمایند))

مفهوم مخالف این ماده این است که اگرشریک مزبورسهم الشرکه خودراپرداخته باشد، طلبکاران فقط می توانندبه شرکت مراجعه کنندزیراشرکت باپرداخت سهم الشرکه ازجانب شرکاتشکیل می شودومراجعه به شرکاموردنداردبرعکس تازمانی که سهم الشرکه شرکاپرداخت نشودطلبکاران می توانندشخصیت حقوقی شرکت رانادیده بگیرندوبه طورمستقیم به شرکاکه سهم الشرکه راهنو

/ 1 نظر / 65 بازدید
کتایون

ممنون از وقتی که گذاشتین و ممنون از مطالبتون